{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
پمپ خون
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[SharifThesis]
[... عمومی ...]
Blood Pumps
معنی پمپ خون, معنی پمپ خون, معنی /k/ omj, معنی اصطلاح پمپ خون, معادل پمپ خون, پمپ خون چی میشه؟, پمپ خون یعنی چی؟, پمپ خون synonym, پمپ خون definition,
معنی حخح
,
معنی اندیشیدن، پختن، ایجاد کردن، تخم گذاشتن، تخم دادن جوجه بیرون امدن، جوجه گیر ی، (مج.) درامد، نتیجه خط انداختن، هاشور زدن دریچه، روزنه، نصفه در، روی تخم نشستن (مرغ)، (مج.) ,
,
ترجمه اندیشیدن، پختن، ایجاد کردن، تخم گذاشتن، تخم دادن جوجه بیرون امدن، جوجه گیر ی، (مج.) درامد، نتیجه خط انداختن، هاشور زدن دریچه، روزنه، نصفه در، روی تخم نشستن (مرغ)، (مج.) ,
به انگلیسی,
معنی self- renewal
,
ترجمه self- renewal
به فارسی,
معنی Respiratory burst
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی